منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما

منتقد درونی

 توجه : فایل صوتی این مقاله در انتهای مطلب در دسترس می باشد

منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما

دوستان عزيز همراه سلام

  در ادامه سلسله مطالب آموزشی مربوط به عزت نفس امروز در خدمت شما هستم با يك مطلب بسیار آموزنده  با عنوان منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما در این زمینه  و اشاره به دشمني كه همه ما باهاش سرو كار داشتيم و داريم و همراه هميشگي ما هست.

هرجا كه حالمون بد مي شه اول از همه بايد به دنبال اون بگرديم و  در هر ناراحتي و احساس منفي كه نسبت به خودمون داريم رد پاش رو به راحتي مي تونيم پيدا كنيم. بله اين دشمن كسي نيست جز همون منتقد دروني آسيب رسان كه  با نجواهاي مداوم، ما رو سرزنش مي كنه، ايرادات ما رو پر رنگ مي كنه، در مورد ما قضاوت مي كنه و دشمن شماره يك عزت نفس و احساس ارزشمندي ما هست. حتماً تا انتهای این مطلب همراه من باشید چرا که اطلاعات خیلی  ارزشمندی در اختیارتون قرار میده.

 در ادامه بعضي از خصوصيات اين منتقد رو با هم مرور مي كنيم.

كاري كه منتقد مي كنه  اینه که :

  • منتقد شما را به خاطر اشتباهاتتان سرزنش مي كند.
  • منتقد شما را با ديگران ( موفقيت ها و توانايي هاي آنها) مقايسه مي كند تا نشان دهد  شما آن طور كه بايد نيستيد.
  • منتقد معيارها و قواعد سخت و غير ممكني را براي كامل بودن تعريف مي كند و در ادامه با كوچكترين اشتباهي كه از شما سر بزند، شما را به باد سرزنش مي گيرد.
  • اين منتقد فقط حساب شكست هاي شما را دارد ولي موفقيت هايتان را به شما يادآوري نمي كند.
  • به شما مي گويد يا بايد بهترين باشيد و يا اينكه اصلاً به درد نمي خوريد.
  • او انواع و اقسام برچسب ها را به شما مي زند از جمله تنبل، بي عرضه، ترسو، بي لياقت، زشت، خودخواه، ضعيف، بي خاصيت، بي ……… ( خودتون جاي خالي رو با كلمات نامناسب پر كنيد) و از اين بدتر به شما مي قبولاند كه اين برچسب ها درست هستند!.
  • منتقد از نظر خودش توانايي زيادي در خواندن ذهن دوستان شما دارد و شما را متقاعد مي كند كه ديگران خيلي به شما علاقه ندارند و حوصله آنها را سر مي بريد،‌ از شما بدشان مياد و با شما حال نمي كنند.
  • اين منتقد نامرد با استفاده از كلمات “هميشه – هيچ وقت” سعي در پر رنگ كردن نقاط ضعف شما دارد. مانند اينكه: تو هميشه گند مي زني به يك رابطه. تو هيچ وقت سرموقع حاضر نمي شي، تو هيچ وقت يك كار رو به سرانجام نمي رسوني و …

خلاصه اينكه اين منتقد مثل يك  خوره  به جون عزت نفس ما افتاده و احساس ارزشمندي و احساسات خوب شما را كم كم و به طور مداوم از بين مي برد. اين صدا كاملاً با افكار شما عجين  و تنيده شده به طوري كه به اثر مخرب آن توجه نمي كنيد  و به نظرتان طبيعي جلوه مي كند.

مهمترين نكته درباره اين صداي منتقد دروني اين است كه تقريباً هميشه آن را باور مي كنيم.

خطر اين صداي منتقد دروني به خاطر اين است كه اين صدا و اثراتش با گذشت زمان از بين نمي روند. اگر بدن ما دچار جراحتي شود و يا اينكه عزيزي را از دست بدهيم اين اتفاقات با مرور زمان بهبود پيدا مي كنند. اما صداي منتقد دروني هر بار اگر بيشتر نشود قعطاً كمتر هم نمي شود و هميشه مشغول قضاوت كردن، سرزنش كردن و پيدا كردن اشتباهات شماست.

نكته مهم ديگر اين است كه اين صداي منتقد دروني به شكل دومينو عمل مي كند و  تنها كافي هست كه به يك كلمه اشاره كند مثل تنبل. همين يك كلمه كافيست تا تمام خاطرات شما از دوران كودكي تا به الان از احساس بدِ تنبل بودن جلوي چشمان شما ر‍ژه برود و اين حال  منفي را  با تمام وجود حس كنيد. همچنين براي اينكه روغن داغ اين احساسات منفي را هم بيشتر كند، تصاوير و فيلم هاي ذهني از تمام موقعيتهايي كه شما برچسب تنبل بودن خورديد را به شما نشان مي دهد.

 اما اين همه از قدرت منتقد گفتم به اين نكته هم اشاره كنم. اين كه ما تصور كنيم اين منتقد داراي اراده هست ناشي از اين است كه ما مدت زيادي به حرف هاي او گوش داديم و آنها را باور كرديم. خبر خوب اينكه ما با تمرين مي توانيم اين صداهاي مخرب را قبل از اينكه فرصت كند  به احساس ارزشمندي ما لطمه اي بزند متوقف كنيم.

اسلحه مرگبار منتقد درونی

اسلحه مرگبار منتقد

 موثر ترين اسلحه منتقد درونی ، ارزش ها و قوانين زندگي هستند كه شما با آنها بزرگ شده ايد در واقع كاري كه منتقد مي كند اين است كه از بايد هاي شما بر عليه تان استفاده مي كند و آنچه هستيد را با آنچه بايد باشيد مقايسه مي كند و نتيجه مي گيرد كه شما بي كفايت هستيد و اشتباه مي كنيد. مثلاً اگر نمره بيست كلاس رو مي خواستيد ولي  پانزده شديد به شما انگ ناداني مي زنه. اگر  در حال جدايي هستيد مي گه  يك مرد واقعي بايد حامي خانوده اش باشه. اگر كارتان را از دست داديد شما را بي عرضه  خطاب مي كند و اگر خواستيد شبي با دوستان خودتان كمي خصوصي باشيد و خلوت كنيد مي گويد: اي خودخواهِ بي عاطفه؛ خانواده و بچه ها مهم ترند.

منتقد دروني كي متولد مي شود؟

منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما زماني متولد مي شود كه شما اولين تجربه هاي اجتماعي را از والدينتان كسب مي كنيد. والدين در تمام دوران كودكي به شما خوب و بد را  آموزش مي دهند اينكه چه كارهايي درست است و چه كارهايي نادرست. چه كساني دوست داشتني هستند و چه كساني بد. چه رفتارهايي خوب است و چه رفتارهايي ناپسند  و….  طبيعاتاً‌ همه ما اين تجربه را داشتند كه رفتارهايي انجام دهند كه نادرست بوده و به خاط آن رفتارها تنبيه شده باشند ( نه الزاماً تنبيه فيزيكي). گاهی واكنش والدين به رفتار بچه ها طوري بوده كه احساس كردند آدم خوبي نيستند. همچنين  در سن كودكي به دليل وابستگي زياد کودکان به والدين، اين احساس تاثير منتفي زيادي  بر آنها داشته است.

هر تجربه اي در دوران كودكي كه همراه با احساس “آدم خوب نبودن”  همراه باشد باعث شكل گيري منتقد مي شود.

هر كودكي كه پا به بزرگ سالي مي گذارد خاطراتي را در ذهن خود از اشتباهات و احساس بد بودن دارد. به همين صورت بخشي از وجود شما هست كه وقتي در سنين بزرگسالي اشتباهي مي كنيد يا كسي از دست شما عصباني مي شود  و يا به هدفي نمي رسيد دوست دارد باور كند كه شما بد هستيد و به دليل همين احساس اوليه بد بودن، حلمه هاي منتقد را  با آن چیزی که در مورد خودتان باور داريد هماهنگ مي بينيد.

بلندي صداي منتقد دروني و خطرناكي آن رابطه مستقيمي با شدت احساس آدم خوب نبودن شما دارد. اگر تجربه هاي اوليه در كودكي نسبتاً ملايم بوده باشند حملات منتقد كم است. ولي اگر پيام هاي بد بودن را زياد دريافت كرده باشيد، منتقد با حملاتش شما را بيشتر مورد عنايت قرار مي دهد.

چرا به صدای منتقد درونی گوش مي دهيم؟

 به قسمت خیل مهم مقاله منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما رسیدیم .شايد جواب این سوال بالا عجيب باشد ولي ما به اين دليل به صداي منتقد گوش مي دهيم كه از اين كار پاداش مي گيريم و مي توانيم بعضي از نيازهاي اساسي مان را برآورده كنيم. اما چطور چنين چيزي ممكن است؟

براي درك اين كاركرد منتقد بايد با چند مفهوم آشنا باشيم. اولين مفهوم، نيازهاي اساسي است.

 هر انساني در روي اين كره خاكي نياز دارد تا احساس كند:

  1. امنيت دارد و از چيزي نمي ترسد.
  2. در دنيا مفيد و كارآمد است
  3. مورد پذيرش والدين و افراد مهم ديگر زندگي اش قرار دارد.
  4. در بيشتر موقعيت ها، احساس ارزشمندي و خوب بودن مي كند.

 شيوه برآوردن كردن اين نيازها در افراد مخلتف متفاوت است. افرادي كه عزت نفس مناسبي دارند به خودشان اعتماد دارند و از طريق مقابله با موضوعاتي كه آنها را مي ترساند احساس امنيت مي كنند. به جاي اينكه نگران مشكلات باشند آنها را حل مي كنند و راه هايي پيدا مي كنند تا پاسخ هاي مثبتي از ديگران دريافت كنند.

اما فردي كه عزت نفس پاييني دارد  نسبت  به خودش اعتماد ندارد و احساس مي كند كه نمي تواند با مشكلات بين فردي و اضطراب هايش مقابله كند.

اين جاست كه منتقد  دست به كار مي شود و افرادي كه عزت نفس پاييني دارند براي مقابله كردن با احساس بي كفايتي و طرد شدگي و درماندگي به اين منتقد متوسل مي شوند. اما اين حمايت به قيمت از  دست دادن احساس ارزشمندي صورت مي گيرد و بهاي سنگيني دارد.

نقش با اهمیت تقويت

در این قسمت از مقاله  منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما به مفهوم مهم دیگری اشاره می کنیم .

دومين مفهومي كه بايد به آن توجه كنيم موضوع تقويت هست. عاملي كه به خيلي از رفتارهاي ما شكل مي دهد. سعي مي كنم به طور خلاصه و البته مفيد به اين موضوع اشاره کنم.

تقويت مثبت:

زماني اتفاق مي افتد كه ما براي انجام كاري تشويق شويم. در اين صورت احتمال تكرار اين كار از سوي ما خيلي بيشتر مي شود. مثلا اگر شما گزارشي را به شيوه اي خوب براي رئيستان بنويسيد و بابت آن تحسين و تشويق شويد اين احتمال وجود دارد كه شما در آينده نوشتن به اين شيوه را تكرار كنيد.

اين موضوع علاوه بر رفتارهاي جسماني و فيزيكي،‌ در رفتارهاي شناختي ( افكار) هم صادق است.

 مثلاً‌ اگر به دنبال يك خيالبافي احساس خوبي پيدا كنيم احتمال زيادي دارد كه دوباره اين كار را انجام دهيم.

تقويت منفي :

تقويت منفي  در زماني اتفاق مي افتد كه ما از نظر جسماني و يا شرايط رواني در وضعيت بدي قرار داشته باشيم. در چنين موقعيت هايي هر رفتاري كه  به متوقف كردن درد كمك كند تقويت مي شود.و هر وقت در آينده اين درد را احساس كنيد دوباره به همين شكل تقويت مي شود.

كارهايي مثل شكل كشيدن و خط خطي كردن  روي كاغذ در زماني كه امتحان داريم. سيگار كشيدن و فيلم ديدن در زماني كه با مشكلي روبرو هستيم و تقصير را گردن ديگران انداختن هم از جمله رفتارهايي هستند كه باعث تقويت منفي در شما مي شوند.

يك مثال : فرض كنيد كه پدر همسر شما فردي بد اخلاق هست كه ديدنش هميشه براي شما باعث اضطراب مي شود.  يك روز كه شما مي خواهيد به ديدن آنها برويد ناگهان فكري به ذهن شما خطور مي كند كه اين آدم چقدر عقايد كهنه و قديمي دارد. در اين حال احساس اضطراب شما به عصبانيت تبديل مي شود و يك پله بهتر مي شود و شما به دليل اينكه اين طور فكر كردن به پدر همسرتان حال شما را بهتر كرده امكان دارد كه در درفعات بعد هم از اين شيوه استفاده كنيد.

به همين ترتيب در مودر كسي كه در برابر اشتباهات شغلي اش احساس اضطراب مي كند ممكن است كشف كند كه بي ارزش شمردن شغلش يا رئيسش اضطرابش را كاهش مي دهد.

در مورد سوگواري كردن هم به همين صورت است و افراد با يادآوري خاطرات عزيز از دست رفته خود و گريه كردن تنش خودشان را تخليه كرده و احساس آسودگي مي كنند.

خلاصه اينكه تقويت منفي به عنوان يك راه حل براي مقابله با درد استفاده مي شود و كسي كه دردي را احساس مي كند به دنبالراه چاره اي مي گردد كه درد را كاهش دهد و اگر  اين راهكار نتيجه داد در موقعيت هاي مشابه هم از آن استفاده مي كند.

 آن چيزهايي كه تا الان در مورد تقويت گفته شد تماماً به مدل تقويت پيوسته مربوط مي شود به اين معني كه فكر يا رفتار خاصي هميشه تقويت مي شود و اگر اين فكر يا رفتار  تقويت تقویت نشود به سرعت خاموش مي شود.

حالا مي رسيم به يك مدل ديگه از تقويت كه ناپيوسته هست يعني بگير نگير دارد و  هميشگي نيست و گاهي با يك بار انجام دادن موفقیت آمیز است  ولی گاهي با ده يا صدها بار تكرار يك رفتار نتيجه مي دهد.  نمونه حي و حاضرش دستگاه هاي سكه خور هستند كه ممكن است براي يك نفر دفعه اول با خوش شانسي همراه باشد ولي براي ديگري با صدها بار پول انداختن اتفاقي رخ ندهد و نتيجه ای  نگيرد.

منتقد دروني از دو طريق به شما كمك مي كند تا به طور موقت  احساس ارزشمندي داشته باشيد.

اولي از طريق مقايسه شما با ديگران  و دوم از طريق تنظيم معيارهاي سخت گيرانه و كمال گرايانه.

در خصوص مقايسه، منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما به اين شكل عمل مي كند كه دايم مشغول ارزيابي اين است كه شما از نظر مسايلي كه برايتان مهم است مثل وضعيت مالي، هوش، موقعيت اجتماعي و … چطور به نظر مي رسيد؟ بسياري از اوقات شايد شما خودتان را از نظر معيارهاي مختلف از ديگران كمتر ببينيد و در نتيجه عزت نفس شما آسيب ببيند ولي  گاهي هم به نظرتان مي رسد كه شما نسبت به ديگري جذاب تر يا باهوش تر و بهتر هستيد و به طور موقت حال خوبي در شما ايجاد شود.

 اين همان تقويت نسبتي متغير است  و به دليل همين حال خوب موقتي، منتقد دروني  مقايسه كردن را تقويت مي كند. به عبارت ديگر  شايد بارها و بارها شما از مقايسه كردن خودتان با ديگران حس بدي پيدا كنيد ولي همين دفعات اندكي كه حس بهتر بودن به شما دست مي دهد باعث مي شود تا برنامه تقويت نسبتي متغير، شما را اسير عادت مقايسه كردن كند.

مورد بعدي كه باعث ايجاد احساس ارزشمندي مي شود تنظيم معيارهاي بسيار بالا و كمال گرايانه براي عملكرد است و منتقد به اين صورت عمل مي كند كه به شكل هاي مختلف براي شما  معيارهاي بالايي در نظر مي گيرد كه اكثر اوقات به دليل عدم تحقق آنها احساس بي كفايتي مي كنيد ولي وقتي بعضي اوقات كه اتفاقاض كم پيش مي آيد  و شما عملكرد خوبي داريد و به دليل برآورده كردن استانداردهاي منتقد دروني  احساس خوبي پيدا مي كنيد باعث مي شود منتقد روي كمال گرايي خود اصرار كند به اين دليل كه براي همان مدت كوتاه هم  كامل بودن احساس مثبتي در شما ايجاد كرده است.

مثال هايي براي تقويت منفي منتقد دروني

در ادامه مثال هايي بيان مي شود تا نشان بديم چطور منتقد دروني باعث مي شود تا كمتر احساسات منفي مانند  احساس گناه، نگراني، افسردگي و … را تجربه كنيد.

  • مورد اول احساس بي ارزشي و خوب نبودن است.

 همه ما انسان ها تا اندازه اي درگير اين مسئله هستيم و در اعماق ناهوشيارمان درباره ارزشمندي خودمان ترديد داريم . در افرادي كه عزت نفس پاييني دارند اين احساس قدرت و تاثير بيشتري دارد و بزرگ تر نمايانده مي شوند به طوري كه بخش قابل توجهي از زندگي فرد با احساس عدم كفايت سپري مي شود. در اين مورد منتقد دروني با وضع معيارهاي سخت گيرانه و غير ممكن براي كامل بودن شما را وادار مي كند كه بي عيب و نقص عمل كنيد و از اين طريق احساس بي كفايتي نداشته باشيد.

  • ترس از شكست

فرض كنيد خانمي به فكر اين است كه شغل خلاقانه اي داشته باشد ولي در عين حال با ف کر اینکه با این تصميم امنيت شغلي كه الان دارد را از دست مي دهد نگران مي شود. منتقد در اين جا وارد عمل مي شود و با اين گفتگو كه تو مناسب شغل جديد نيستي و استعداد نداري و موفق نمي شوي باعث مي شود كه زن از تصميمش صرف نظر كند و يك سال ديگر صبر كند و منتقد به وسيله پايين آوردن اعتماد به نفس فرد باعث مي شود كه احساس آسودگي اش تقويت شود.

  • ترس از پذيرفته نشدن

منتقد دروني براي كنترل ترس ناشي از پذيرفته نشدن به اين صورت عمل مي كند كه شروع به ذهن خواني مي كند و از قبل عدم پذيرش ديگران را پيش بيني مي كند. براي اين منظور منتقد از اين ديالوگ ها استفاده مي كند. « اونها تو رو دوست ندارند، نميخوان تو گروهشون باشي، كسي به تو علاقه نداره و منتظرت نيست و …» .

ذهن خواني شما را از غافلگير شدن محافظت مي كند و اين برنامه هم به روش متغير نسبتی باعث تقويت مي شود و كافیست يك بار از صد بار  پيشگويي اين ذهن خواني درست باشد و حساسيت شما به درد بي توجهي و طرد شدن كم شود و این کار باعث تقويت آن مي شود.

اين مثال ها تنها نمونه هايي بود از موقعيت هايي كه نشان مي دهد چگونه حمله هاي منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما تقويت مي شود.

گير انداختن منتقد

براي اين كه بتوانيد كنترل منتقد را به دست بگيريد نياز به اين داريد كه صدايش را بشنويد. به اين منظور مي توانيد با دقت بيشتري به تك گويي هايي كه در حالت هوشياري و در طول روز داريد دقت كنيد. منتقد دروني گاهي با تصاويري از اشتباهات و شكست هاي گذشته به شما حمله مي كند و گاهي بدون استفاده از تصاوير يا كلمات و فقط به شكل يك آگاهي، اطلاع و يا برداشت ناگهاني به ذهن شما مي رسد.

 به همين  دليل بايد خيلي مراقب تك گويي هايتان در موقعيت هاي  دشوار و از جمله موارد زير باشيد:

  • ملاقات با غريبه ها
  • تماس با كساني كه به لحاظ ظاهري از شما جذاب تر هستند
  • موقعيت هايي كه در آنها اشتباهي كرده ايد.
  • موقعيت هايي كه در آنها احساس مي كنيد مورد انتقاد قرار گرفته ايد و حالت تدافعي داريد.
  • تعامل با افراد و مراجع قدرت
  • موقعيت هايي كه كسي از دست شما عصباني شده و يا احساس رنجش مي كنيد.
  • موقعيت هايي كه در آنها خطر طرد شدن يا شكست خوردن وجود دارد.
  • صحبت با والدين يا هركسي كه ممكن است شما را مورد عدم پذيرش قرار دهد.
تمرين

 در انتهای مقاله منتقد درونی خطر ناک ترین دشمن شما و براي درك بهتر اثرات حمله منتقد دروني سعي كنيد در يكي دو روز آينده به دقت انتقادات و حملاتي  كه به خودتان مي كنيد توجه داشته باشيد و بررسي كنيد كه اين حملات و انتقادات باعث مي شود تا چه احساسي را تجربه كنيد و يا از چه احساسي دوري كنيد.

مثلاً وقتي دير به محل كارتان مي رسيد اين فكر كه حتماً رئيستان از دست شما عصباني هست باعث مي شود كه شما از قبل اين وضعيت را پيش بيني كرده باشيد و از اين موضوع غافلگير نشويد.

خوب دوستان عزيز ممنون که تا انتهای مطلب همراه من بودید. لازم به ذکر است که این مطلب را از کتاب  عالی  “رشد و افزایش عزت نفس” نوشته ماتیو مک کی و پاتریک فنینگ ترجمه خانم دکتر مهرناز شهر آرای با کمی تلخیص و تصرف و ساده سازی آماده کردم.

اگرچه اين مطلب طولاني شد ولي تمام سعيم اين بود كه آن چه لازم هست را مورد اشاره قرار بدم و اميدوارم اين كار را به درستي انجام داده باشم.

خوشحال مي شوم كه از نظرات ارزشمند شما استفاده كنم  و اينكه سعي مي كنم در مقاله ديگري به موضوع خلع سلاح كردن منتقد دروني اشاره كنم تا بحث به سرانجام برسد.

فایل صوتی مقاله  منتقد درونی خطرناک ترین دشمن شما

مطالب پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
امتیاز شما به این مطلب
5/5

دیدگاهتان را بنویسید