خلاصه کتاب بازی زندگی و راه این بازی فلورانس اسکاول شین

خلاصه کتاب بازی زندگی و راه این بازی

خلاصه کتاب بازی زندگی و راه این بازی

دوستان عزیز سلام.

 یکی از بهترین کتاب هایی که در زمینه قوانین معنوی موفقیت از سالها قبل مورد استقبال مردم قرار گرفته و افراد زیادی از تاثیرات  این کتاب در زندگی خودشان صحبت کرده اند، کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین هست.

این بار تصمیم گرفتم تا مطالب و نکات ارزشمند این کتاب را در  چند قسمت تقدیم نگاه شما علاقه مندان قوانین معنوی موفقیت کنم تا بتوانم به اندازه خودم سهمی در به اشتراک گذاری این مفاهیم ارزشمند داشته باشم. امیدوارم که آنچه از این خلاصه کتاب  4 اثر فلورانس اسکاول شین با ترجمه زیبای  سرکارخانم گیتی خوشدل  که  در قالب نوشته ی حاضر تقدیم شما  می شود مفید و کاربردی باشد.

لازم است به  چند نکته قبل از شروع مطلب  اشاره کنم:

  • اولین نکته این هست که به دلیل اینکه این کتاب مربوط به بیشتر از 70 سال قبل هست طبیعتاً نوع نگارش و ترجمه آن با حال و هوای متون امروز کمی متفاوت است و من سعی کردم تا تغییرات کمی در استفاده از کلمات داشته باشم تا به اثر اصلی خدشه ای وارد نشود.
  • دوم اینکه بخش قابل توجهی از مطالب کتاب مربوط به نقل داستان هایی از سرگذشت افراد و شاگردان خانم فلورانس اسکاول شین هست که به جهت رعایت اختصار نمی شود به همه آنها اشاره کرد.
  • سوم اینکه در بین مطالب سرفصل هایی که در کتاب  مورد بحث قرار گرفته، نکات بسیار مهمی به صورت پراکنده و خارج از بحث اصلی بیان شده که سعی کردم تا جایی که امکان دارد و ارتباط معنایی  موضوعات مطرح شده از بین نرود به این جملات اشاره کنم.

امیدوارم اولین قسمت از این مجموعه خلاصه کتاب 4 اثر فلورانس اسکاول شین مورد توجه شما قرار بگیرد و سبب شود تا این کتاب را به طور کامل مطالعه کنید و از رهنمود های آن استفاده کنید.

من سعی کردم این 4 اثر را به طور جداگانه در 4  قسمت مجزا آماده کنم.  در اولین قسمت دعوت می کنم از شما که همراه من باشید با گزیده ای از قسمت اول کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین با نام  بازی زندگی و راه این بازی  

بازی زندگی

خانم فلورانس اسکاول شین   اعتقاد دارد که بر خلاف عقیده بسیاری از مردم، زندگی جنگ و پیکار نیست بلکه یک بازی است که در آن دانستن قواعد معنوی این بازی اهمیت زیادی دارد.  در واقع زندگی بازی بزرگ داد و ستد است و در این بازی  از هر دستی بدهیم از همان دست می گیریم.

همچنین دانستن این موضوع هم اهمیت زیادی دارد که قوه تخیل در این بازی نقش و اهمیت فوق العاده ای دارد و برای پیروزی در این بازی نیاز هست که ما بتوانیم نیروی تخیل خودمان را آموزش دهیم.

هرکس بتواند به قوه تخیل خود بیاموزد  که تنها نیکی و خوبی را تصور کند  و ببیند به همه آرزوها و مراد های دلش خواهد رسید.

به زبان دیگر تخیل همان قیچی ذهن است که  در همه لحظات در حال انتخاب و بریدن تصاویری است که انسان در ذهن خود می بیند و دیر یا زود در دنیای بیرون با آنها روبرو می شود.

برای آشنایی بیشتر با  نیروی تخیل  و نحوه آموزش دادن آن لازم است تا قبل از هر چیز  با طرز کار  ذهن آشنا شویم.

ذهن ما سه بخش دارد:

  • ذهن نیمه هوشیار: که مانند برق قدرت مطلق است ولی توان فهم و استنباط ندارد. هرچیزی که آدم عمیقاً احساس کند و یا به روشنی مجسم کند روی ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می شود.
  • ذهن هوشیار : همان ذهن بشری است و زندگی را به همان شکلی که هست می بیند و با دیدن موضوعاتی مثل مرگ و بلا و بیماری و تنگنا بر ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد.
  • ذهن الهی : که درون هر انسان است و قلمرو آرمان های الهی  یا همان الگوی انسان کامل است.

  خانم اسکاول شین در کتاب  بازی زندگی و راه این بازی عنوان می کند که  از جمله چیزهایی که به وسیله آن روی ذهن نیمه هوشیار اثر می گذاریم کلامی است که به کار می بریم. در واقع، وفور نعمت همیشه بر سر راه انسان قرار دارد اما از طریق آرزو، ایمان یا کلام به زبان آمده می تواند نمایان شود.

فلورانس اسکاول شین

جز تردید و ترس، هیچی چیزی نمی تواند بین انسان و بزرگ ترین آرمان ها و آرزوهایش فاصله ای ایجاد کند. به محض اینکه آدم بتواند بدون هیچ ترس و دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بدون درنگ برآورده خواهد شد.

ترس بزرگ ترین دشمن آدم است. ترس از تنهایی، ترس از فقر، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترسِ از دست دادن و  احساس نا ایمنی برای هر مسئله.

 راه حل مقابل با ترس، جایگزین کردن آن با ایمان است. در واقع ترس همان ایمان وارونه است. ترس یعنی ایمان به شر به جای ایمان به خیر.

هدف بازی زندگی این است که انسان به روشنی خیر و صلاح خودش را ببیند و هر چه تصویر شر هست از ذهنش پاک کند. برای رسیدن به این هدف باید با مشاهده خیر و نیکی بر ذهن نیمه هوشیار خود اثر بگذارد.

 برای استفاده از نیروی کلام به  جهت اثر گذاری بر ذهن نیمه هوشیار باید جملات نیرو بخش را با قدرت تکرار کنیم.

قانون توانگری

 نکته مهم دیگری که خانم فلورانس اسکاول شین در کتاب بازی زندگی و راه این بازی مورد اشاره قرار می دهد این است که  یکی از بزرگ ترین پیام های کتاب مقدس این است که خداوند روزی رسان آدم است و انسان می تواند هر چیزی را که حق الهی او هست به عینیت و تملک  خود در آورد. هرچند که باید  به کلامی که بر زبان می آورد ایمان کامل داشته باشد و البته ایمان خود را در عمل نشان دهد.

“آنچه در عبادت می طلبید یقین بدانید که آن را گرفته اید  و به شما عطا خواهد شد. باید چنان رفتار کنید که گویی از قبل آن را دریافت کرده اید.”

اگر کسی موفقیت  بخواهد ولی خود را برای  شکست تدارک ببیند گرفتار همان وضعی خواهد شد که برای آن آماده شده است.

استفاده از چاشنی معنویت برای انجام کارها برای افراد عادی آسان نیست به این دلیل که اندیشه های منفی سرشار از ترس ها و تردید ها در ذهن نیمه هوشیار جمع شده اند و باید از بین بروند و هر بار که جملاتی که سرشار از حقایق معنوی هستند را به زبان می آوریم  و تکرار می کنیم، باورهای قدیمی ذهن نیمه هوشیار را به مبارزه می طلبیم. در این هنگام است که باید به طور مداوم  عبارت های تاکیدی را تکرار کنیم و شاد و شاکر باشیم که  پیشاپیش خواسته خود را دریافت کرده ایم.

 انسان تنها چیزی را می تواند به دست بیاورد که خود را در حال دریافت آن ببیند.

به جهت اهمیت این موضوع بار دیگر تکرار می شود که انسانی که از قانون معنویت آگاه است  از ظاهر امور آزرده و ناراحت نمی شود و زمانی که شرایط خوب نیست، شادی می کند. یعنی از رویای خودش چشم بر نمی دارد و  شکر به جا می آورد  که به آرزوی خود رسیده است و حاجت خود را  از قبل دریافت کرده است.

همه این ها آرمان هایی هستند که در منتهای کمال در ذهن الهی ( هوشیاری برتر خود انسان) نقش بسته اند  و قرار نیست که پیش او بیایند بلکه باید از طریق او آشکار شوند.

فلورانس اسکاول شین

نفوذ کلام

موضوع مهم دگیری که در کتاب بازی زندگی و راه این بازی مورد تاکید قرار گرفته  این است که  انسان به وسیله کلامی که بر زبان می آورد پیوسته قوانینی برای خود وضع می کند. هیچ عاملی برای انسان باعث شگون و یا بدشانسی نیست و  این کلام و اعتقاد خود انسان است که  در ذهن نیمه هوشیار، امید و انتظار می آفریند و برایش شگون و خوش اقبالی می آورد.

 برای مقابله با تاثیر افکار خرافی،  تاکید بر این نکته لازم است که بدانیم تنها چیزی که بر ذهن نیمه هوشیار دگرگونی ایجاد می کند تاکید بر این نکته است که تنها یک قدرت وجود دارد و آن قدرت خدا هست و بنابراین دلسردی و نگرانی در مورد هیچ موضوعی وجود ندارد.

قانون عدم مقاومت

چینی ها اعتقاد دارند که آب به این دلیل نیرومند ترین عنصر است که کاملاً غیر مقاوم است. آب می تواند صخره ها را بشکافد  و هرچه در برابرش قرار گیرد را از سر راه بردارد.

همان طور که در فصل قبل کتاب بازی زندگی و راه این بازی خانم فلورانس اسکاول شین  خواندیم روح آدمی همان ذهن نیمه هوشیار است و هر چیزی که انسان عمیقاً احساس کند خواه نیک و خواه بد باشد توسط ذهن  نیمه هوشیار در زندگی او نمایان می شود. انسان بیمار، بیماری را تصور کرده و انسان تنگ دست، فقر  و انسان ثروتمند، ثروت را.

باید این رهمنود ارزشمند را به خاطر داشته باشیم که اگر خود ما اداره ذهن نیمه هوشیارمان را به دست نگیریم کس دیگری این کار را به دست می گیرد.

در واقع قانون عدم مقاومت  بیانگر این موضوع است که در مقابل هیچ چیزی واکنش بد نشان ندهیم چون اعتقاد داریم که در جهان هیچ نیرو و قدرتی به جز خدا وجود ندارد پس هر اتفاق و رویدادی به نفع ما هست و چیزی که در ظاهر برای ما به معنی شکست دارد را می توانیم موفقیت بنامیم و در هر رویدادی خیری ببینیم.

 در این زمینه می توانید مقاله بهترین راه از بین بردن افکار منفی ونگرانی را مطالعه کنید

 به این دلیل که چیزی که حق الهی ما باشد هیچ وقت ضایع نمی شود و از بین نمی رود و لازم  است که اطمینان داشته باشیم که اوضاع مخالف خیر است و از آن آزرده نشویم تا وزن و سنگینی خود را از دست بدهد.

 زیرا برای رسیدن به برکت و نعمت در زندگی  باید احساس کنیم که آنچه را می خواستیم از قبل به دست آورده ایم و تا خودمان را توانگر احساس نکنیم توانگری به منصه ظهور نمی رسد. وقتی که ما در مقابل اتفاقی مقاومت کنیم به این معنی است که به جای یک قدرت، دو قدرت را متصور شده ایم. برای بر طرف کردن این مقاومت خوب است که دایم این عبارت را تکرار کنیم:

“هر انسانی حلقه ای است طلایی در زنجیر خیر و صلاح من زیرا همه انسان ها تجلیات خدا هستند و در انتظارند تا فرصتی ایجاد کنم تا آنها در طرح الهی زندگی من خدمتی کنند. “

 به محض آرام شدن دریا کشتی های انسان از راه می رسند.

تا زمانی که  آدمی در برابر وضعیتی مقاومت کند آن را به سمت خود خواهد کشید و اگر سعی کند از وضعیتی فرار کند، همیشه آن وضعیت همراه او خواهد بود و او را دنبال خواهد کرد.

هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ناهماهنگی در درون خود آدمی است. اگر در باطن انسان ذره ای واکنش هیجانی نسبت به  وضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن وضعیت برای همیشه از سر راهش کنار خواهد رفت.

گذشته و آینده سارقان زمان هستند. انسان باید گذشته خودش را متبرک کند. اما اگر این گذشته او را در اسارت نگه می دارد باید آن را فراموش کند. آینده را هم می بایست با این اطمینان که برای او شادمانی های بی پایان در آستین دارد باید متبرک کند. اما کاملاً درحال زندگی کند.

 در بازی زندگی و  راه این بازی برای اینکه بتوانیم از لحظه حال بهترین استفاده را ببریم می توانیم هر روز صبح را با کلام درست شروع کنیم. مثلاٌ  این جملات را با خودمان بگوییم :

تو امروز انجام خواهی شد. زیرا امروز روز تکمیل و کمال است و من برای روزی چنین عالی و تمام عیار، خدا را شکر می کنم. امروز معجزه پس از معجزه خواهد آمد و  شگفتیها لحظه ای از حرکت نمی ایستند.”

در به کار بردن عبارت های تاکیدی باید توجه داشت که گاهی لازم است تا تغییراتی در آن ها به وجود آوریم تا متناسب با ذوق و سلیقه ما باشند.

مثلاً یکی از جملاتی که برای تعداد زیادی از افراد موثر بوده جمله زیر است:

 من کاری دارم عالی، به شیوه عالی، باخدمتی عالی برای پاداشی عالی!

قانون کارما و قانون بخشایش

 از جمله موضوعات مهم دیگری که در کتاب بازی زندگی و راه این بازی خانم فلورانس اسکاول شین اشاره شده  قانون کارما است . كارما به معناي بازگشت است و قانون كارما به اين معني است كه انسان از هر دستي بدهد از همان دست مي گيرد و هرچه بكارد همان را درو مي كند.

اگر به جاي كلمه خدا از قانون استفاده كنيم معني بسياري از آيات الهي براي ما روشن مي شود.

 مهمترين مرحله در  رسيدن به آرزو، درست خواستن است. انسان بايد هميشه چيزي را بطلبد كه حق الهي اوست. لازم است كه هميشه اراده خدا را طلب كنيم و دست از اراده خود برداريم در اين صورت است كه به خواسته خود مي رسيم. زيرا خواسته مان را به قدرت نامتناهي مي سپاريم.

اگر انسان رهنمود هاي مصر ف كردن و يا بخشيدن پول را  ياد نگيرد، ‌همان پول را بسيار ناخوشايند از دست   مي دهد.

اگر انسان به مبداء روزي اطمينان داشته  و توكل كند صاخب بركت و روزي بي پايان خواهد شد. بايد به اين نكته توجه داشت كه ايمان و توكل مقدم بر ظهور نعمت است و به اندازه ايمان ما به ما عطا مي شود.

سپردن بار (تاثير برذهن نيمه هوشيار)

در این قسمت از کتاب بازی زندگی و راه این بازی خانم اسکاول شین به موضوع مهمی با عنوان سپردن بار  اشاره دارد.

وقتي افراد با قدرت ذهن آشنا مي شوند دوست دارند تا تصاوير و افكار منفي را از ذهن خودشان پاك كنند و جاي آن را با تصاوير مثبت در ذهن نيمه هوشيار پر كنند.

آسان ترين راه براي انجام اين كار از نظر خانم اسكاول شين سپردن بار است. منظور از بار هر گونه فكر منفي و يا شرايط مخالف و نابسامان است كه ريشه در ذهن ناخود آگاه دارد.

از طريق ذهن هشيار و استدلالي نمي توان ذهن نيمه هوشيار را هدايت كرد زيرا ذهن استدلالي  ( عقل) داراي تصوراتي محدود و پر از ترديد و نگراني است. همانطور كه در  اين دنيا اجسام به خاطر قانون جاذبه وزن دارند و در فضا به بي وزني مي رسند، ما نيز با سپردن بارمان به هشياري برتر به بي وزني  مي رسيم.

 مثلاً زني  به پول نياز داشت و براي اينكه بار ذهن نيمه هوشيارش را بي وزن كند مرتباً تكرار مي كرد كه من اين بار فقر را به الهيت باطنم مي سپرم و ديگر به آن فكر نمي كنم تا به ثروت برسم. بار اين زن فقر بود و پس از  اين كه با اعتقاد به وفور مال، بار خود را به هوشياري برتر فرستاد، دارايي زيادي نصيبش شد.

در مورد استفاده از جملات تاكيدي براي سپردن بار  خوب است بدانيم كه اين كار مانند كوك كردن ساز است. ما بايد با كلام خود،  به طور مداوم خودمان  را كوك كنيم.

با تكرار پيوسته جملات تاكيدي، انسان مسايل را به روشني مي بيند و آن را درك مي كند و اين تكرار پيوسته باعث مي شود كه ذهن مادي از ترس ها و دودلي ها خالي شود و انسان  به آرامش برسد.

اغلب قبل از موفقيت هاي بزرگ، شكست ظاهري پيش مي آيد. گويي همه چيز بر خلاف جهت طبيعي خودش حركت مي كند و ترس و اضطراب  و نگراني بر ذهن هوشيار انسان غلبه مي كند. در اين حالت، ترس و ترديد ها از ذهن نيمه هوشيار ناشي مي شوند.

علت  اين موضوع اين است كه اين مانده هاي قبلي ذهن نيمه هوشيار  به سطح مي رسند و به بيرون رانده  مي شوند. در اين زمان انسان بايد خدا را شكر كند كه رها شده حتي اگر  به ظاهر در اسارت دشمناني چون فقر ، بيماري، يا هر وضعيت ناخوشايند ديگر باشد.

 شاگردي از خانم اسكاول شين مي پرسد كه تا چه زمان بايد در تاريكي ماند و او جواب مي دهد: به اندازه اي كه بتوان در تاريكي ديد و آن هم با سپردن بار  ممكن مي شود.

در بازی زندگی و راه این بازی، براي تاثير بر ذهن نيمه هوشيار بايد همواره ايمان فعال داشته باشيد و بدانيد كه ايمان بدون عمل مرده است.

از جمله راه هاي تاثير بر ذهن نيمه هوشيار و نشان دادن ايمان فعال مي توان به موارد زير اشاره كرد:

  • استفاده از موسيقي مناسب هنگام بيان جملات تاكيدي به دلیل اثر گذاری بیشتر جملات در این حالت
  • استفاده از رقص به دليل وجود ريتم و هارموني در حركات موزون
  • اهميت دادن به جزئيات و نشانه ها و تحسين آنها قبل از تحقق آروز؛ همانطور كه كريستوف كلمپ قبل از رسيدن به امريكا با مشاهده پرندگان و درختان دريافت كه به خشكي نزديك شده است.  بي توجهي به نشانه هاي كوچك در بسياري از موارد باعث دلسردي افراد و نااميدي آنها مي شود. پس لازم است كه حتي كم اهيمت ترين جزئيات را بي اهميت تلقي نكنند به اين دليل كه هميشه قبل از پديدار شدن هر موفقيتي، نشانه هاي آن ظاهر مي شود.
  • وانمود كردن، از ديگر راه هاي تاثير بر ذهن نيمه هوشيار است. اگر كسي وانمود كند كه ثروتمند و كامياب است، به آرزويش مي رسد.
  • تا زماني كه انسان ترس را از  ذهن نيمه هوشيارش دور نكند، در شادي و آرامش قرار نمي گيرد. ترس نيرويي است كه  به انحراف مي رود و بايد به راه راست برگردد و به ايمان تبديل شود. راه از بين بردن ترس اين است كه به سوي همان چيزي برويد كه از آن مي ترسيد.

مثلاً يكي از شاگردان خانم اسكاول شين بدون ترس و واهمه از فقر،‌ پول خرج مي كرد و ايمانش به اين كه خدا روزي رسان است  و روزي اش پايان ناپذير است را عملاً نشان مي داد و در نتيجه فقر و تنگ دستي را نابود كرد.

 گاهي ذهن انسان به قدري  با تفكر فقر و كمبود آميخته شده كه كنار گذاشتن تفكرات از ذهن نيمه هوشيار دشوار مي شود. انسان بايد لحظه به لحظه وضعيت خود را مرور كند كه آيا انگيزه او از هر عمل ترس است يا ايمان؟ در بسيار از اوقات ترس انسانها ناشي از شخصيت آنها است و لازم است كه از آنها دوري نكند و با اشتياق زياد به سمت آنها برود تا ببيند كه آنها همان حلقه هاي طلايي هستند براي رساندن شما به خير و نيكي كه اگر اين طور نباشند از زندگي شما حذف مي شوند.

عشق

 در کتاب بازی زندگی و راه این بازی  اشاره شده  که انسان اغلب به دليل ناشكري و قدرناشناسي چيزي را از دست مي دهد و به خاطر از دست دادن آن چيز در رنج و ناراحتي  به سر مي برد.

 هيچ فردي در كارش موفق نمي شود مگر اينكه عاشق كارش باشد. همچنين اگر براي كسي ماديات اهميتي نداشته باشد هرگز نمي تواند صاحب پول و ثروت شود و دليل فقر بسياري از هنرمندان همين نگرش تحقير آميز نسبت به پول  و ماديات است زيرا اين نگرش ها او را از پول جدا نگه مي دارد.

پول نمودي از خدا و نيز به عنوان بي نيازي از هر نياز و محدوديت است. پول هميشه بايد در جريان باشد و  به مصارف خير برسد  و  وقتي كه موقعيش پيش مي آيد بايد پول خرج كرد و انسان نبايد حتي از خرج كردن سرمايه اصلي خودش هم دريغ كند.

زيرا وقتي فردي با رضايت خاطر و به طور بي باكانه پول خرج مي كند راه را براي سرازير شدن پول بيشتر هموار       مي كند و خداوند روزي رسان بي دريغ بشر و بركات او بي حد و مرز است.

همه ناراحتي ها و بيماري ها به خاطر تخطي از قانون عشق به وجود مي آيند . بوم رنگ هاي نفرت و انزجار  و انتقاد انسان، همراه با بيماري و اندوه به خود او بر مي گردند.

شهود يا هدايت

خانم  فلورانس اسكاول شين در اين قسمت از كتاب بازي زندگي و راه و رسم اين بازي  به  موضوع  بسيار مهم شهود و هدايت دروني در مسير موفقيت و رسيدن خواسته ها اشاره دارد.

هيچ كار دشواري براي انساني كه آگاه به نفوذ كلام باشد وجود ندارد.  خانم اسكاول شين در جواب اين درخواست كه چطور مي توانيم به خواسته هاي خود برسيم؟ مي گويد : با كلام درست از خداوند بخواهيد و از او هدايت بطلبيد تا راه را به شما نشان دهد و اگر كاري نياز هست انجام دهيد تا به مقصد برسيد آن را براي شما آشكار كند.  

پاسخ از طريق شهود و الهام خواهد آمد كه مي تواند اظهار نظري از يك فرد، جمله اي در يك كتاب و …. باشد. شهود نيرويي معنوي است كه توجيه خاصي ندارد و فقط راه را نشان مي دهد.

صورت حساب ها را با شادي و رضايت كامل پرداخت كنيد زيرا پول را بايد بدون ترس و واهمه  و همراه با دعاي خير و طلب نعمت و بركت خرج كرد.

اين طرز ديد و گرايش ذهن انسان را ثروتمند مي كند.

 زماني كه معنويت در انسان روشن مي شود متوجه اين موضوع مي شود كه هر ناهماهنگي در بيرون از ناهماهنگي دروني ناشي مي شود.

فلورانس اسکاول شین

بيان كامل نفس يا طرح الهي

منظور از بيان كامل نفس در کتاب بازی زندگی و راه این بازی  اين است كه  انسان متوجه اين حقيقت باشد كه در جهان جايي هست كه فقط او مي تواند آن را پر كند نه شخص ديگري وكاري هست كه فقط او بايد آن را انجام دهد نه كس ديگري و اين سرنوشت او است. گاهي امكان دارد انسان نسبت به طرح الهي زندگي خود آگاهي نداشته باشد. در اينجا بهتر است بگويد:

“اي روح نامتناهي ؛ راه را براي طرح الهي زندگي ام باز كن تا نبوغ درونم آشكار گردد و آن طرح الهي را با چشم خود ببينم.”

فلورانس اسکاول شین

اغب مواقع ترس باعث جدايي بين انسان و  بيان كامل نفس او مي شوند.

 هدف انسان بايد توازن و تعادل باشد زيرا توازن به معناي قدرت است و به قدرت خدا مجال مي دهد كه به درون انسان برود و آنچه را رضايت اوست اراده كند و به انجام برساند.

 انسان اغلب با اعتقاد به عدم تكميل كاري، رسيدن به خواسته اش را به تعويق مي اندازد. او بايد مرتباً تكرار كند :

در ذهن الهي همه چيز كامل و به حد كمال رسيده است. پس خواسته من انجام شده است. حال اين خواسته مي تواند كار مناسب يا خانه عالي  ياسلامت كامل و يا هرچيز ديگري باشد.

 انسان هرچه بخواهد پيشاپيش در ذهن الهي نقش بسته و بايد شكر خدا را به جا آورد  كه خواسته اش را  از قبل  در عرصه غيب به دست آورده و  باشادي براي دريافت آن در عرصه عيني تدارك لازم را ببيند.

 هرگاه انسان با ايمان خواسته اش را بخواهد حتماً به آن مي  رسد زيرا خدا چاره ساز است و تدابير خودش را شامل حال انسان مي كند.

 نكته مهم ديگي كه خانم فلورانس اسكاول شين در  قسمت  بازي زندگي و راه اين بازي به آن اشاره دارد موضوع گيرنده بودن است. برخي از مردم خوب مي بخشند ولي گيرنده هاي خوبي نيستند و به خاطر غرور يا به دلايل استدلال منفي خود،  هدايا را  قبول نمي كنند و از اين طريق خود را در فقر يا فقدان مي بينند.

 انسان ضمن اينكه بدون چشم داشت بايد ببخشد در عين حال لازم است آنچه به او مي دهند را هم بپذيرد زيرا همه هدايا از جانب خداست  و انسان ها تنها وسيله اند. حتي فكر فقر و تنگ دستي هم نبايد از ذهن انسان بخشنده  عبور كند. خداوند گيرنده خوب را به انداره بخشنده خوش دل دوست دارد.

فلورانس اسکاول شین
تكذيب ها و تاييد ها

تمام  خير و خوشي هايي كه بايد در زندگي انسان تحقق يابد از قبل انجام شده و به محض اينكه انسان آن ها را بشناسد يا كلام لازم را بر زبان آورد آشكار مي شود. پس لازم است كه انسان مراقب باشد تا به خواست الهي رفتار كند و از خدا درست بطلبد زيرا اغلب انسان با كلمات بيهوده خودش را با شكست روبرو مي كند.

مثلاً اگر كسي خانه اي مي خواهد بايد بگويد:

” اي روح لايتناهي؛ راه را براي خانه اي درست بر من  باز كن و خدا را شكر مي كنم كه  هم اكنون خواسته ام در پناه لطف خداوند به دست آورده ام و   خواسته من به طرز عالي عينيت مي يابد.”

هرگز انسان نمي تواند بيشتر از آنچه در ذهنش امكان پذير است به دست آورد زيرا انسان به خواسته هايش محدود است.

 انسان موقع طلب كردن، از پايان سفر خود شروع مي كند يعني مي گويد كه پيشاپيش آن را گرفته است. البته اگر ايماني راسخ داشته باشد نيازي به تكرار جمله تاكيدي نيست و كافي است كه يك بار آن را بگويد. انسان نبايد استدعا كند بلكه بايد مرتباً شكرگزاري كند كه به خواسته خود پيشاپيش رسيده است. انسان نبايد لحظه اي فراموش كند كه  خداوند بر همه چيز قادر است و البته در عمل هم بايد به آن معتقد باشد.

اگر ذهن نيمه هوشيار به سوي ايمان هدايت شود قدرت هاي بسياري دارد.

خواسته هاي انسان معمولاً در  لحظه آخر برآورده مي شوند زيرا انسان كار را واگذار مي كند يعني از استدلال دست بر مي دارد و خرد نا متناهي خود كار را انجام مي دهد.

تفاوتي بين تجسم و بينش وجود دارد به اين صورت كه تجسم فرايندی ذهني است كه هشياري و استدلال بر آن اثر كمي دارد ولي بينش فرايندي معنوي است كه شهود يا هشياري برتر بر آن حاكم است.

انسان بايد خود را عادت دهد كه بارقه هاي الهام الهي را دريافت كندو از طريق اين رهنمود هاي تعيين شده براي او، تصاوير الهي را به ظهور برساند.

اگر انسان بتواند مسئله خود را به خدا واگذار كند بي درنگ به خواسته اش مي رسد. 

انسان بايد از طريق رهنمودهاي مشخص به خواسته خود برسد. پس به خداوند توكل كن تا خواسته دل تو را بدهد  وراه خود را به خداوند بسپار و به او توكل كن كه كارهاي تو را انجام خواهد داد.سپس نزد خدا ساكت شو و منتظر باش.

خانم فلورانس اسكاول شين در انتهاي فصل بازي زندگي و راه و رسم و اين بازي به نكته مهمي كه در واقع عصاره آموزه هاي او در اين كتاب است اشاره مي كند. اين كه همه قدرت ها به انسان داده شده اند تا آسمان را به زمين بياورد و اين هدف بازي زندگي است و قواعد ساده اي دارد كه عبارتند از : ايمان بي پروا و عدم مقاومت و محبت.

چند جمله تاكيدي

براي توانگري مالي

خدا روزي رسان شكست ناپذير من است و هم اكنون پول بسيار زيادي در پناه لطف او به شيوه هاي درست به من مي رسد.

براي بهبود اوضاع و شرايط

هم اكنون عشق الهي هرگونه اوضاع و شرايط ناهماهنگ را در ذهن و جسم  و امورم از بين مي برد. عشق الهي قدرتمندترين نيرو است و هرچه را كه از ذهن خودش نباشد محو مي كند.

براي كاري درست

من كاري دارم عالي، به شيوه عالي، با خدمتي عالي، براي پاداشي عالي

 دوست عزيز به پايان فصل اول كتاب 4 اثر از فلورانس اسكاول شين با عنوان بازي زندگي و راه اين بازي رسيديم. اميدوارم توانسته باشم مطالب و نكته هاي آموزنده اي از اين كتاب ارزشمند را تقديم شما كرده باشم. به زودي با بخش هاي بعدي اين كتاب فوق العاده در خدمت شما هستم .

خوشحال مي شوم كه با راهنمايي و ارائه نظرات ارزشمند خودتان در ارائه بهتر اين گونه مطالب به من كمك كنيد. بهترين ها را براي شما آرزو دارم.

اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در google
Google+
مقاله های پیشنهادی مرتبط
Rate this [type]
امتیاز شما به این مطلب
5/5

دیدگاهتان را بنویسید