چگونه نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبديل كنيم

دوستان عزیزسلام مطلبی که در ادامه می خوانید خلاصه شده یکی از بهترین ویدیوهای سایت تد هست که درباره مواجه شدن با ترسها و تبدیل نقاط ضعف به قوت صحبت میکنه . معمولا برای خیلی از افراد اینکه بیشتر از ده دقیقه وقت بگذارند و یک فایل رو با زیر نویس ریز تماشا کنند سخته . به همین دلیل من در قسمت “داستان تد” سعی میکنم بعضی از بهترین سخنرانیها رو با ذکر نکات مهم و البته به صورت خلاصه تقدبم شما کنم . البته شدیداً توصیه میکنم که حتما سخنراینها را به طور کامل ببینید تا نکات بهتر و بیشتری را دریافت کنید 

لینک ویدیو در سایت تد 

ماجراي صد روز نه شنيدن

داستان از خاطرات دوران  كودكي “جيا جيانگ”  و   هنگامي  كه او فقط 6 سال داشته شروع ميشه . زماني كه معلم او هنگام پايان سال تحصيلي در يك كلاس 40 نفره ،‌روي  ميز  تعداد زيادي جايزه قرار ميده و بچه ها با خواندن اسمشون پاي تخته مي رفتند و با خوشحالي هركدام  يكي از جايزه ها را بر مي داشتند . پسر كوچولوي  داستان ما هرچقدر منتظر مي مونه خبري از جايزه  نميشه و اسم اون و دو سه نفر ديگه   هرگز خونده نميشه و خانم  معلم بهشون ميگه: سعي كنيد بچه هاي خوبي باشيد تا شايد سال بعد اسم شما هم جزو دانش آموزان خوب باشه و جايزه بگيريد ( يكي از بدترين  روشهاي تخريب عزت نفس كودكان همين نوع تنبيه و طرد كردن آنها است . ) ماجرا  اما به اين جا ختم نميشه و 8  سال بعد زماني كه بيل گيتس براي سخنراني به كشور آنها مياد ،  جيانگ تحت تاثير شور و اشتياق ديدن بيل گيتس و بلند پروازي دوران نوجواني ،‌ نامه اي به خانواده اش مي نويسه و قول ميده تا 25 سالگي بزرگترين شركت جهان را تاسيس كنه و شركت مايكروسافت را هم بخره !!!!.

اما اين جوان بلند پرواز در 30 سالگي به جاي اين همه آرمانها و آرزوهاي  بلند پروازانه فقط به عنوان مدير بازاريابي يك شركت بزرگ مشغول به كار ميشه و از اين بابت حال خوبي نداشت و كم كم متوجه اين موضوع مهم  ميشه  هربار كه قصد داره تغييري ايجاد كنه و يا كار مهمي انجام بده انگار همان كودك 6 ساله درونش كه تجربه ناديده گرفته شدن و طرد شدن داشته ، جلوش قد علم مي كنه و ترس از رد شدن توسط ديگران مثل سدي مانع حركتش به سمت موفقيت ميشه . اين واقعيت كه براي پيشرفت كردن بايد به شخصيت بهتري تبديل بشه و همچنين دغدغه ذهني و تجربه دردناك  پذيرفته نشدن در دوران كودكي  ، جيانگ جوان را وادار كرد تا به دنبال راه حلي مناسب و كارامد  براي غلبه بر ترس از رد شدن و نه شنيدن  باشه . پس از تلاشهاي زياد و خوندن كتاب ها و مقالات متعدد دراين زمينه ، با سايتي آشنا ميشه به نام rejection theraphy  كه در اين سايت پيشنهاد شده بود به مدت 30 روز خود را در معرض موقعيتهايي براي «نه شنيدن» قرار بده تا بعد از اين مدت نسبت به درد عدم پذيرش بي حس بشه.  ولي او تصميم گرفت به مدت 100روز اين كار را انجام بده ( دمش گرم همين تفاوتها است كه تفاوت ايجاد ميكنه).

تجربه اولين روز  نه شنيدن

جيانگ اولين تجربه خودش را با درخواست صد دلار از يك فرد غريبه آغاز ميكنه و با شنيدن جواب نه ،‌ به سرعت گفتگو را تمام ميكنه و بي خيال درخواستش ميشه.  او كه از تجربه هاي خودش  در بر خورد  با افراد مختلف فيلم مي گرفت ، زماني كه به فيلم رفتارش در آن صحنه نگاه ميكنه مي بينه آن فرد خيلي هم ترسناك نبوده و تازه در جواب  درخواستش ،‌ از جيانگ سوال پرسيده چرا پول ميخواي ؟ و جيانگ را به گفتگو و مذاكره در مورد خواسته اش دعوت كرده بود. اما جيانگ كه به شدت ترسيده بود فقط با ترس و خجالت صحنه را ترك كرده بود .

 اولين درس براي جيانگ  اين بود كه نبايد با نه شنيدن از موقعيت فرار كنه بلكه بايد بيشتر درگيرش بشه و در مورد خواسته اش  بيشتر توضيح بده و مذاكره كنه .

پس روز دوم به يك ​ساندويچي ميره و بعد از خوردن غذا درخواست يك برگر اضافه مي كنه و اين بار پس از شنيدن جواب منفي صحنه را خالي نميكنه و شروع به مذاكره ميكنه و از علاقه شديد خودش به برگرهاي آن مغازه صحبت مي كنه . اگرچه اين تجربه هم براي اون برگري به همراه نداشت اما اين حقيت را فهميد كه ديگه جواب رد شنيدن براي او حكم مرگ و زندگي را نداره . به همين دليل ادامه ميده و در روز سوم تجربه اي كسب ميكنه كه به قول خودش زندگي اش را زير و رو ميكنه . در اين روز به يك دونات فروشي مي ره و با آگاهي نسبت به عدم پذيرش خواسته اش ، از فروشنده درخواست درست كردن دوناتي به شكل پرچم المپيك ميكنه و فروشنده كه حرف او را جدي گرفته بود ظرف 15 دقيقه با يك جعبه دوناتي كه به شكل پرچم المپيك  براش درست كرده بود برميگرده و اين اتفاق به سرعت او را به تيتر يك رسانه ها تبديل ميكنه و معروف ميشه . البته جيانگ به دنبال كسب شهرت نبود و  قصدش ادامه دادن به يادگيري و شناخت بيشتر خودش بود . حالا او فهميده بود  كه اگر از نه شنيدن نترسه و فرار نكنه امكان شيندن جواب مثبت به شدت بالا ميره .

و با قدرت كلمه جادويي چرا هم آشنا شده بود. (يعني زماني كه جواب نه ميشنوه به جاي فرار كردن ، صحبت كنه و علت جواب نه را از مخاطبش بپرسه )!!!

در تجربه هاي بعدي ياد گرفت كه يكي از دلايلي كه باعث رد شدنش شده بود اين بود كه  پيشنهاداتي كه به افراد ميداد مناسب حال و شرايط آنها نبود مثلا زماني كه از فردي تقاضا كرده بود كه در صورت امكان اجازه بده تا او گلداني در باغچه اش بكاره آن فرد مخالفت كرده بود و دليل اين مخالفت را خوردن گلها ي باغچه توسط سگش اعلام كرده بود . اما در ادامه او را به همسايه ديگه اي كه علاقه زيادب به كاشت گل در حياط خانه اش دا شت ارجاع داد و او درنهايت جواب مثبت گرفت . در تجربه هاي بعدي  باز هم آموخت كه اگر قبل از سوال كردن و درخواست از افراد ترديد هاي احتمالي آنها  براي جواب مثبت دادن به خودش  را به زبان بياره در جلب اعتماد و گرفتن جواب مثبت نقش بيشتري داره .

بعد از اين تجربه ها  جيانگ سراغ كار بزرگ تري رفت كه روياي زندگي او بود بله تدريس در دانشگاه . او به دانشگاه مورد نظرش رفت و از اساتيد ميخواست كه اجازه بدن در كلاس آنها تدريس كنه . اگرچه در دفعات اول موفق نشد اما با استمرار و تكرار خواسته اش يكي از اساتيد تحت تاثير قرار گرفت و با ديدن آمادگي او با اين كار موافقت كرد و به اين ترتيب يكي از بزرگترين روياهاي او محقق شد فقط با درخواست كردن و نترسيدن از جواب نه شنيدن  .

جيانگ  پس از بيان داستان زندگي اش به اين نكته اشاره ميكنه كه بسياري از افراد تاثير گذار در  دنيا  كه تغييرات بزرگي در زندگي ديگران به وجود آوردند در ابتدا در موقعيتهاي زيادي جواي منفي شنيده اند اما اجازه ندادند كه شنيدن جواب منفي  جلوي حركتشون را بگيره و درمورد خودش هم به اين درك رسيده بود كه ميتوان نقاط ضعف خود را با پذيرش و تلاش براي بهود به نقاط قوت تبديل كرد . كاري كه خود او انجام داد و ترس از رد شدن را به نقطه عطفي در زندگي خود تبديل كرد  و با غلبه بابر اين ترس به موفقيتهاي بزرگي رسيد .

دوستان عزيز آنچه خوانديد خلاصه فايل ويديويي سخنراني جيا جيانگ در تد هست كه براي شما نوشتم  . قطعاً ديدن  ويديو كامل اين سخنراني  را به شما توصيه ميكنم تا استفاده بيشتري ببريد و اميد وارم كه مفيد واقع شده باشده . ممنون از توجه شما .

پاسخی بگذارید

×
×

سبد خرید