مابین گذشته و آینده

این تجربه برای خیلی ازما پیش آمده که مشغول رانندگی ، مطالعه و یا کلاس درس بودیم و پس از گذشت مدتی به خود آمدیم و متوجه شدیم که حواس ما به کلی پرت شده و درجای دیگری سیر میکردیم .  ذهن ما معمولاً  از تمرکز بر لحظه حال غافل است و بخش عمده ای از زمان خود را صرف مرور تلخ و شیرین گذشته و خاطرات گذشته و یا پیش گویی و پیش ببینی رویدادها و اتفاقات آینده می کند .چیزی که غالبا مورد توجه قرار نمیگیرد این است که تمرکز بر زمان گذشته و آینده بیشتر از آنکه مفید باشد انرژی مارا میگیرد و فایده ای برای ما ندارد . ما به دو شیوه راجع به رویدادهای گذشته و مسایل آینده فکر میکنیم . نوع اول زمانی است که از گذشته درس میگیریم برای بهتر عمل کردن در امروز و برای آینده برنامه ریزی میکنیم و به سمت هدفی که دارمی حرکت میکنیم . اما شیوه دوم مربوط به آن دسته از افکاری است که مدام خاطرات تلخ گذشته را مرور کرده و با حسرت ، تاسف ، خشم و سایر احساسات منفی به آن نگاه میکنیم و  در مورد آینده نیز با ترس و نگرانی و نا امیدی دست به گریبانیم . اینها همه در حالی است که بیشتر افکار نوع دوم توهمی بیش نیست و از واقعیت دور است اکهارت توله در کتاب نیروی حال به این موضوع اشاره میکند و در این زمینه مثال قابل تاملی دارد به این مضمون که تمام رویدادهای مربوط به گذشته و آینده مانند نور ماه هستند که از خود هیچ روشنایی ندارد و نور خود را از خورشید گرفته و گذشته و آینده هم واقعیت خود را از لحظه حال گرفته اند و به خودی خود واقعیتی ندارند . ما دامی که ما زمان خود را در لحظه حال  سپری نکنیم در  دام گذشته و آینده می مانیم. به بیان دیگر تفکر بی مورد درباره گذشته ای که رفته و الان حضور ندارد هیچ فایده ای به حال ما ندارد  و غوطه ور شدن و نگرانی از بابت آینده ای که هنوز نیامده هم جز ایجاد نگرانیهای بیمورد حاصلی ندارد . بهترین کار در این زمینه تمرکز بر چیزی است که الان اهمیت دارد  و قدمی که باید الان برداریم و کاری که باید الان انجام دهیم .