در باره مغز چقدر می دانیم ؟

در باره مغز چقدر می دانیم ؟

 

یکی از موضوعات مهمی که در راستای خودشناسی باید مورد توجه قرار بگیره آشنایی با دستگاه پیچیده و حیرت انگیزی به نام مغز هست. مغز ما از حدود 100میلیارد سلول تشکیل شده که فهم همین تعداد به راحتی نوشتن و خوندنش نیست.

مغز ما که آن را “کائنات یک و نیم کیلوئی” هم می نامند کارهای خیلی مهمی انجام میده که شامل این موارد میشه . اینکه  هم دنیای ما را تفسیر  و هم خلق می کند. هرچیزی که ما می بینیم ، می شنویم ، لمس می کنیم ، بو میکنیم و می چشیم بدون وجود مغز از کیفیتهایی که می شناسیم برخوردار نیستند و همه آنچه که تجربه می کنیم انحصاراً برای ما برنامه ریزی شده است یعنی چیزی که ما از دنیا درک میکنیم مختص خود ماست و هرکس دنیای متفاوت و مخصوص به خودش رو داره .

نکته مهم دیگه اینه که ما نسبت به مغزمون دو جور رابطه میتونیم داشته باشیم اینکه ما کنترل و هدایت این دستگاه عظیم و پیشرفته رو به دست بگیریم یا اینکه اجازه بدیم مغز ما با تنظیمات پیش فرضی که داره هدایت مار رو به عهده بگیره .

در حالت خوب رابطه ما با مغز شامل 4 مورد میشه

1- رهبر: به مغز خود دستور می دهیم .( یعنی اراده میکنیم کاری انجام بدیم و از طریق دستور به مغز این کار رو انجام میدیم)

2- ابداع کننده : مسیرها و اتصالات جدیدی در مغز خود ایجاد می کنیم که تا دیروز وجود نداشتند . ( ایجاد عادتها و رفتارهای جدید هم از جمله مواردی هست که مسیرها و اتصالات  عصبی جدید در مغز ما ایجاد میکنه .)

3- معلم : مهارتهای جدیدی به مغز خود می آموزیم .( وقتی مهارتهای مختلفی یاد میگیریم نشون دهنده اینه که مغز ما قابلیت آموزش پذیری داره )

4- کاربر: مسئولیم تا نظم کاری مغز را در وضعیتی مطلوب حفظ کنیم.( ما همانطور که به مغز دستور میدیم ازطرف دیگه مسئولیت داریم تا با سبک زندگی درست مراقبتهای لازم از مغزمون رو هم انجام بدیم یعنی مراقب رفتار و گفتار و عملکردمون باشیم.)

اگر فعالیتهای روز مره مغز را به عنوان مغز عادی و اصطلاحاً مغز مبنا در نظر بگیریم  ، زمانی که  این چهار نقش بالا را در ارتباط با مغز مورد استفاده قرار بدهیم در وضعیتی قرار می گیریم که به آن مغز برتر می گوییم  که در این وضعیت می توانیم حد اکثر بهره را از مغز خود بگیریم و با سوالاتی همچون امروز چه دستوراتی باید بدهم ؟ ویا چه مسیرهای جدیدی باید ایجاد کنم ؟ با مغز خودمان در ارتباط باشیم .

برخلاف سایر اندامهای بدن از جمله قلب و کبدکه از زمان تولد تا مرگ بدون تغییر باقی می مانند ، مغز ما در طول عمر در حال تکامل و پیشرفت  است  و شاهد این مدعا مهارتهایی است که به کمک تمرین و ممارست می توانیم یاد بگیریم . اگر یک نگاه به دور و بر خودمون بندازیم و به ساخته های دست بشر در زندگی و تعداد مهارتهایی که یک انسان میتونه آموزش ببینه  توجه کنیم ،  می بینیم که مغز انسان چه ظرفیت عظیمی داره  و  افرادی که توان استفاده درست از این هدیه بزرگ رو دارند میتونند بهره بیشتری از آن ببرند .

در مقاله های بعدی بیشتر دراین زمینه می نویسم.

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید